مطالعات بالینیتحریریه علمی مگاژن ایران4 دقیقه مطالعه
ضخامت استخوان باکال هنگام کاشت و آینده بافت نرم لثه
Farronato D, Pasini PM, Orsina AA, Manfredini M, Azzi L, Farronato M. Correlation between Buccal Bone Thickness at Implant Placement in Healed Sites and Buccal Soft Tissue Maturation Pattern: A Prospective Three-Year Study. Materials. 2020;13:511. doi:10.3390/ma13030511
نتیجهی زیباییِ یک ایمپلنت، ترکیبی از پروتزِ خوشفرم و معماریِ سالمِ بافتِ نرمِ اطراف است. این مطالعهی سهساله بهطورِ مشخص، نقشِ ضخامتِ استخوانِ باکال — دقیقاً هنگامِ کاشتِ ایمپلنت — را در سرنوشتِ بلندمدتِ لثه اندازهگیری کرده است.
روش
۷۸ ایمپلنت (فقط در محلهای التیامیافته با استخوانِ طبیعی) بر اساسِ ضخامتِ استخوانِ باکال (BBT) در سه گروه دستهبندی شدند: گروهِ ۱ (BBT≤۰.۵mm)، گروهِ ۲ (۰.۵ تا ۱.۵mm) و گروهِ ۳ (BBT≥۱.۵mm). ارتفاعِ دندان — فاصلهی حاشیهی لثهی باکال تا لبهی برشیِ تاج — در سالهای ۱، ۲ و ۳ پس از تحویلِ نهاییِ پروتز پیگیری شد.
نمونه و روشِ سنجش
از ۷۸ ایمپلنتِ واردشده در تحلیلِ آماری، ۸ عدد (۱۰.۳ درصد) در افرادِ سیگاری و ۷۰ عدد (۸۹.۷ درصد) در غیرسیگاریها کاشته شده بود؛ ۵۵ ایمپلنت (۷۰.۵ درصد) در زنان و ۲۳ ایمپلنت (۲۹.۵ درصد) در مردان.
سنجهی اصلی «ارتفاعِ دندان» است: فاصلهی عمودی از حاشیهی آزادِ لثهی باکال در نقطهی زنیت تا لبهی برشیِ تاج، در امتدادِ محورِ اصلیِ دندان. انتخابِ این سنجه هوشمندانه است — بهجای اندازهگیریِ مستقیمِ «عقبنشینی» که نقطهی مرجعِ ثابتی ندارد، تغییرِ یک فاصلهی قابلِتکرار دنبال میشود. بلندتر شدنِ این فاصله یعنی عقبنشینیِ لثه و کوتاهتر شدنش یعنی جابهجاییِ کرونالِ لثه. تحلیلِ آماری با آزمونِ پیرسونِ دودامنه و سطحِ معناداریِ ۰.۰۵ انجام شد.
یافتهها
در گروهِ BBT≤۰.۵mm، لثه در سه سال بهطورِ میانگین ۱.۲۲ میلیمتر (±۰.۴۱) عقبنشینی کرد. در گروهِ میانی، عقبنشینی ۰.۶۴ میلیمتر (±۰.۲۹) بود. اما در گروهِ BBT≥۱.۵mm، بهجایِ عقبنشینی، بهطورِ میانگین ۰.۷۷ میلیمتر (±۰.۲۲) رشدِ کرونالِ لثه مشاهده شد. این تفاوتها در تمامِ زمانهای اندازهگیری معنادار بودند (p≤۰.۰۱).
نکتهای که این سه عدد را از هم جدا میکند
تفاوتِ گروهها فقط «کم و زیاد» نیست؛ جهتِ تغییر عوض میشود. دو گروهِ اول لثه از دست میدهند و گروهِ سوم لثه بهدست میآورد. یعنی آستانهی ۱.۵ میلیمتر یک مرزِ کیفی است، نه صرفاً درجهای از یک پیوستار: زیرِ آن، بافت در حالِ عقبنشینی است؛ بالای آن، بافت در حالِ بلوغ و جابهجاییِ کرونالی.
فاصلهی میانِ بدترین و بهترین حالت حدودِ دو میلیمتر است (۱.۲۲− در برابرِ ۰.۷۷+). در ناحیهی زیباییِ قدامیِ فکِ بالا، دو میلیمتر اختلافِ خطِ لثه تفاوتِ میانِ یک نتیجهی قابلِقبول و یک نتیجهی آشکارا ناموفق است.
پراکندگی هم در گروهِ ضخیم کمترین مقدار را دارد (±۰.۲۲ در برابرِ ±۰.۴۱ در گروهِ نازک) — یعنی استخوانِ ضخیمتر نهفقط نتیجهی بهتر، بلکه نتیجهی قابلِپیشبینیتری میدهد.
آنچه این مطالعه نشان نمیدهد
مهمترین محدودیتی که خودِ نویسندگان مطرح میکنند: بایوتایپِ لثه در تحلیلِ آماری وارد نشده است. ضخامتِ بافتِ نرم عاملِ شناختهشدهای در ثباتِ حاشیهی لثه است و میتواند بخشی از تفاوتِ مشاهدهشده را توضیح دهد؛ بنابراین نمیتوان کلِ اثر را قطعاً به ضخامتِ استخوان نسبت داد.
مطالعه فقط محلهای التیامیافته با استخوانِ طبیعی را در بر میگیرد. نتیجه به کاشتِ فوری در حفرهی تازه، یا به محلهای پیوندخورده، تعمیمپذیر نیست.
این یک مطالعهی مشاهدهای است، نه کارآزماییِ تصادفی: ضخامتِ استخوان انتخاب نشده، بلکه اندازهگیری شده. پس رابطه، همبستگی است و نه لزوماً علیتِ اثباتشده.
پیگیری سه سال است. رفتارِ لثه در بازهی دهساله از این داده برنمیآید.
تأمینِ مالی و تضادِ منافع
نویسندگان اعلام کردهاند که این پژوهش هیچ تأمینِ مالیِ بیرونی دریافت نکرده و هیچ تضادِ منافعی ندارند.
این نکته ارزشِ جداگانهای دارد: بخشِ بزرگی از مطالعاتِ حوزهی ایمپلنت با حمایتِ تولیدکنندگان انجام میشود، و یافتهای که مستقل بهدست آمده باشد وزنِ متفاوتی دارد — بهویژه وقتی، مثلِ اینجا، نتیجهاش به فروشِ هیچ محصولِ خاصی گره نخورده و صرفاً یک اصلِ جراحی را روشن میکند.
جمعبندی بالینی
ضخامتِ استخوانِ باکال در لحظهی کاشت، پیشبینِ قدرتمندِ رفتارِ لثه در سالهای بعد است. رسیدن به ضخامتِ حدودِ ۱.۵ میلیمتر یا بیشتر — با موقعیتِدهیِ دقیقِ ایمپلنت یا پیوندِ استخوانِ مکمل در صورتِ نیاز — میتواند بهجایِ صرفاً «جلوگیری از عقبنشینی»، حتی به بهبودِ خطِ لثه در درازمدت کمک کند.
در عمل این یعنی تصمیمِ تعیینکننده سرِ صندلیِ جراحی گرفته میشود، نه در جلسهی پروتز: اگر پس از آمادهسازیِ محل، ضخامتِ باکال کمتر از حدِ لازم باشد، افزودنِ پیوند در همان جلسه بسیار سادهتر از اصلاحِ عقبنشینیِ لثه سه سال بعد است.
پرسشِ مکملِ این موضوع — یعنی نقشِ خودِ طراحیِ ایمپلنت در پاسخِ بافتِ نرم — در مطالعهای دیگر از همین بایگانی بررسی شده است: گردنِ میکروشیاردار و اتصالِ بافتِ نرم.
منابع و ارجاع علمی
Farronato D, Pasini PM, Orsina AA, Manfredini M, Azzi L, Farronato M. Correlation between Buccal Bone Thickness at Implant Placement in Healed Sites and Buccal Soft Tissue Maturation Pattern: A Prospective Three-Year Study. Materials. 2020;13:511. doi:10.3390/ma13030511
ارجاع به این مقاله
اگر از این خلاصه در نوشته یا ارائهتان استفاده میکنید، این ارجاع را کپی کنید.
تحریریه علمی مگاژن ایران. «ضخامت استخوان باکال هنگام کاشت و آینده بافت نرم لثه». مگاژن ایران، ۲ تیر ۱۴۰۵. https://imegagen.ir/buccal-bone-thickness-soft-tissue/
پیگیری پنجسالهٔ یک کارآزمایی چندمرکزی نشان داد هر دو سطح XPEED و RBM نتایج بالینی مطلوبی داشتند، اما برتری آماری XPEED اثبات نشد.
Esposito M, et al. Early loading of maxillary titanium implants with a nanostructured calcium-incorporated surface (Xpeed): 5-year results from a multicentre randomised controlled trial. Eur J Oral Implantol. 2017;10(4):415-424. PMID:29234748.
یک مطالعهی برونتنی نشان میدهد افزایش عمق رزوه چگونه گشتاور جایگذاری و مقدار ISQ را در استخوان کمتراکم بالا میبرد.
Cucinelli C, et al. The Effect of Increasing Thread Depth on the Initial Stability of Dental Implants: An In Vitro Study. Surgeries 2024;5:817–825. doi:10.3390/surgeries5030065
برای دریافت مقالات آموزشی، اخبار محصولات و دعوتنامهی دورهها، نام، شماره موبایل و ایمیل خود را ثبت کنید.
این سایت فقط از کوکیهای ضروری (مانند ورود به حساب کاربری) استفاده میکند و آمار بازدید را بدون کوکی و بدون ذخیرهٔ نشانی IP ثبت میکند. سیاست حریم خصوصی